سينماروز _ علي وزيني: بازيگر كودك و نوجوان همداني «محراب رضايي» كه براي اولين بار در فيلم «زماني براي دوست داشتن» ابراهيم فروزش پابه عرصه سينما گذاشته است اين روزها منتظر شروع جشنواره فيلم كودك و نوجوان است تا با دو فيلم كوتاه خود به نام هاي «پسرك و بادبادك قرمز» و «گره» به جشنواره بيايد.به همين بهانه به سراغ او رفتيم و نظرش را درباره جشنواره و فيلمهايش جويا شديم.
در ادامه عكسهايي باكيفيت از فيلم «زماني براي دوست داشتن» تقديمتان مي كنيم كه اولين بار در سايت سينماروز به نمايش در مي آيد.
محراب اولين بار چطوري وارد سينما وتلويزيون شدي؟
تست بازيگري براي كار آقاي فروزش دادم و ايشون هم منو قبول كردو من در كنار علي شادمان در فيلم بازي كردم
پشت صحنه و موقع فيلمبرداري براي عوامل فيلم مشكل ايجاد نمي كردي؟كادر و دوربين و لنزها رو ميشناسي؟
لنزها رو كامل نه ولي كادر رو چرا! مشكل درست نمي كردم چون آقاي فروزش به من ياد داده بود در مقابل دوربين نبايد بترسم و خجالت بكشم. همين باعث شد تا مشكلي نداشته باشم هرچند كه بعضي وقت ها ديالوگ ها را فراموش مي كردم و خندم مي گرفت!
يك خاطره از فيلم زماني براي دوست داشتن؟
در فيلم بايد برادرم (علي شادمان) را كتك مي زدم و چون واقعا مي زديم علي شادمان بعد از فيلم تلافيشو در مي آوردو حسابي كتكم مي زد(در پشت صحنه).يك بار براي اينكه از دهانمون بخار خارج شود مجبور بوديم آب جوش بخوريم كه من حواسم نبود و دهانم سوخت و تا سه روز زبانم درد مي كرد.
نظرت رو درباره دوتا از صحنه هاي فيلمات مي پرسم: اول در فيلم فروزش فكر مي كني معلم آدم چنين كاري مي كند و ميايد به برادر دانش آموزش درس بدهد و اينقدر دلسوز باشد؟
من كه فكر نمي كنم معلم حاضر بشود چنين كاري كند هرچند معلم هاي خوب هم وجود دارند ولي زياد باور پذير نيست. هرچند من معلم واقعي خودم را بيشتر از خانم معلم فيلمم (بهناز جعفري) دوست دارم.
دوم اينكه در سريال زمين آسماني نقش داشتي كه تو به زندگي پدربزرگت در خرمشهر علاقه داشتي و تهران و كلي شهربازي رو رها كردي و به خوزستان با امكانات كم آمدي، حالا خودت چنين كاري در واقعيت مي كني؟
نه دروغ كامل است، من همين 55 روزي كه براي فيلمبرادري به خرمشهر رفتيم بارها مريض شدم و حالم بد شد و سرم به من زند و در واقعيت حاضر نمي شم شهر زندگي خودم را رها كنم و مثلاً به جنوب بيام با اون گرما كه به من سازگار نيست. اونجا حتي آب لوله كشي هم نبود بايد فكر به حال بچه هاي اونجا كرد!
از فيلم «گره» بگو؟
فيلم كوتاهي است درباره كودكي كه مادرش بيمار شده و اين كودك نذر مي كند كه حال مادرش خوب شود و در اين فيلم با بازيگران بزرگي چون آقاي شريفي نيا و خانم ها شقايق فراهاني و ساراخويني ها و كارگرداني كار بلدي چون خانم تينا پاكروان كار كردم و خيلي خوشحالم.
جشنواره سال گذشته در همدان چطور بود؟
جشنواره خيلي خوب بود مخصوصاً اجراي پورنگ و امير محمد و بعدش گروه فتيله و عمو قناد كه كلي خنديديم.جالب بودو در آخر مراسم اختتاميه از من هم تقدير كردند و روي سن رفتم و پورنگ به من گفت خيلي خوشكلي!
با كدوم بازيگران كودك و نوجوان بازي كردي؟
با علي شادمان در «زماني براي دوست داشتن» و ترلان پروانه در تله فيلم «يك گوشه پاك و پر نور»
كدام فيلمت رو بيشتر دوست داري؟ كدام كارگردان؟
اول از همه همين زماني براي دوست داشتن خيلي خوب بود هرچند كه دستمزدم كم بود ولي خيلي دوست داشتمش و خاطره ها قنشگي دارم.آقاي فروزش خيلي خوب هستند و من خيلي دوستشون دارم و فروزش بهترين كارگردانه! البته خانم پاكروان هم بعد ايشون بسيار دوست داشتني هستند.
حرف آخر؟
براي همه بچه ها آروزي بهترين زندگي را مي كنم و اميدوارم همه شاد باشند و در زندگي هيچ گونه غمي نداشته باشند و دوست دارم روزي بتوانم جاي محمدرضا گلزار را در سينما بگيرم.همچنين وبلاگي به نشانيhttp://mehrabrezaei.blogfa.com/ دارم كه دوست داران و طرفدارانم مي توانند جهت ارتباط با بنده از طريق آن اقدام نمايند.